آرزو های فرهنگیان و رویاهای آقای وزیر

روزنامه بهار ۱۹/۱۱/۹۱

از ویژگی های نظام های بسته و متمرکز آموزشی ناهمخوانی هدف ها و برنامه های پر طمطراق اعلام شده توسط مدیران ارشد دستگاه با خواسته ها و واقعیت های جاری در بدنه همان دستگاهِ معمولاً عریض و طویل است. این دوگانگی نیز بیشتر به این دلیل به وجود می آید که در چنین نظام هایی ارتباط راستین میان رأس و بدنه ی هرم برقرار نمی گردد.لذا آن چه معمولاً اعلام می شود نه نیازهای واقعی که نظرات مطلوب مدیران است برای جلوه بخشیدن به عملکرد خود و ارائه ی کارنامه هایی ظاهراً پربار. در نهایت آن چه اتفاق می افتد صدور فرمان هایی است در قالب بخشنامه های ریزو درشت و توقع اجرای بدون چون و چرای آن و البته اجرایی نشدن بسیاری از آن ها به دلیل عدم انطباق با شرایط مدارس.این گونه ارتباط یکسویه اشکالات متعددی را به دنبال خواهد داشت از جمله بیگانگی میان مدیران ارشد و اقشار میانی سازمان مربوطه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م- فلاحی در پنجشنبه 19 بهمن1391 و ساعت 10:25 |

زبان مادری و دگرگونی بنیادین در آموزش‌وپرورش مهدی بهلولی* بهار 12/10/91

با انتشار کتاب فارسی ششم دبستان و چاپ شعر«ای زبان فارسی» از غلامعلی حدادعادل در این کتاب، چندی است که دیگر بار، اهمیت بحث آموزش زبان مادری به میان آمده و تا اندازه‌ای هم در میان فرهنگیان گسترش یافته است. حدادعادل در این شعر اینچنین سروده است:
«‌ای زبان فارسی، ‌ای درّ دریای دَری/ ‌ای تو میراث نیاکان،‌ ای زبان مادری
در تو پیدا فَرّ ما، فرهنگ ما، آیین ما / از تو برپا، رایتِ دانایی و دانشوری
کابل و تهران و تبریز و بخارا و خُجند/ جمله، ملک توست تا بلخ و نشابور و هری‌/ جاودان زی، ‌ای زبان دانش و فرزانگی/ تا به گیتی، نور بخشد آفتاب خاوری
فارسی را پاس می‌داریم، زیرا گفته‌اند/ «قدر زر، زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری».
گویا برخی از آموزگاران و اندیشه‌وران آموزشی- برای نمونه مرتضی مجدفر، سردبیر مجله رشد آموزش ابتدایی، نشریه‌ای ویژه آموزگاران دوره دبستان- از این شعر چنین برداشت کرده‌اند که شاعر زبان فارسی را زبان مادری همه ایرانیان دانسته است. گذشته از درستی یا نادرستی چنین برداشتی، مسئله زبان مادری و آموزش آن در مدرسه، یادآور اصل پانزدهم قانون اساسی است: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران، فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی، باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م- فلاحی در چهارشنبه 13 دی1391 و ساعت 0:36 |

سرگیجه

می گویند روزی شخصی آشنایی را در خیابان دید.از او پرسید کجا می روی ؟گفت می روم کارواش. پرسید پس چرا پیاده هستی؟گفت ، چون نزدیک است!!

در مقدمه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش آمده است: ... عرصه تعلیم و تربیت از مهمترین زیرساخت های تعالی همه جانبه ی کشور و ابزار جدی برای ارتقای سرمایه انسانی کشور در عرصه های مختلف است و تحقق آرمان های متعالی انقلاب اسلامی ایران مانند احیای تمدن عظیم اسلامی ، حضور سازنده فعال و پیشرو در میان ملت ها و کسب آمادگی برای برقراری عدالت و... در جهان در گرو تربیت انسان های عالم،متقی و آزاده و اخلاقی است.تعلیم و تربیتی که تحقق بخش حیات طیبه، جامعه عدل جهانی و تمدن اسلامی ایرانی باشد. .... در افق روشن 1404 ، ترسیم گر ایرانی توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی،علمی و فناوری در سطح منطقه و...

در فصل پنجم همین سند ،هدف های کلان شماره 1 آمده است: تربیت انسانی...،مؤمن .... عدالت خواه و صلح جو،ظلم ستیز،.... وطن دوست،مهرورز،جمع گرا و جهانی اندیش ، ...... و امیدوار،خود باور و دارای عزت نفس،...دانا و توانا ..... انتخابگر و آزاد منش ،خلاق و کارآفرین و مقتصد و ماهر،سالم و بانشاط، قانون مدار و نظم پذیر و آماده ی ورود به زندگی شایسته فردی،خانوادگی و اجتماعی براساس نظام معیار اسلامی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م- فلاحی در چهارشنبه 13 دی1391 و ساعت 0:29 |

راهی به برابری و عدالت

این یادداشت امروز در روزنامه آرمان با حذف قسمتهایی از آن منتشر شد . درزیر متن کامل را می خوانید

از آغاز سال تحصیلی 91-90 تاکنون که دست کم سه ماه از آن گذشته است،لااقل دوبار در نشریات از قول وزیر آموزش و پرورش خوانده ایم که من اعتقاد دارم دوره ی ابتدایی باید هفت ساله شود و پیش دبستانی نیز جزو ابتدایی شود.(آرمان 29/9/91) تا قبل از آغاز سال تحصیلی تمامی تمرکز حاج بابایی به شش ساله نمودن دوره آموزش ابتدایی به رغم کمبودها و موانع پیش رو بود و به عنوان اجرایی نمودن سند تحول بنیادین سال ششم را به دوره ابتدایی اضافه (بخوانید تحمیل) نمود و توجهی نیز به ایرادات و پیشنهادات فراوان دست اندرکاران و صاحب نظران مبنی بر شتابزده بودن اجرای این طرح ننمود. از جمله این پیشنهاد که به جای احیای کلاس ششم دوره یک ساله ی پیش دبستانی را وارد آموزش رسمی نماید تا هم جامعه از مزایای آن بهره مند شود و هم این که این کار با راهکارهای سند تحول بنیادین همخوانی بیشتری دارد. در سند تحول بنیادین آموز ش و پرورش در بخش کلیات آمده است: سن تعلیم و تربیت رسمی پنج سالگی است. راهکار 1-5 این سند تعمیم دوره پیش دبستانی به ویژه در مناطق محروم و نیازمند را در حد امکان و با مشارکت بخش غیر دولتی،توصیه می نماید.راهکار 3-5 نیز توانمند سازی دانش آموزان ساکن در مناطق محروم،روستاها،حاشیه شهرها،عشایر کوچ نشین و همچنین مناطق دو زبانه با نیازهای ویزه،با تاکید بر ایجاد فرصت های آموزشی متنوع و با کیفیت را مطرح می نماید. چنانچه انسجام فکری در دولت وجود داشت و کمترین اراده ای برای اجرایی کردن محوری ترین شعار رئیس آن یعنی عدالت؛بی تردید یکی از مناسب ترین راه ها اجرای همین دو راهکار موجود در سند بود،به دلایل زیر:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م- فلاحی در سه شنبه 5 دی1391 و ساعت 10:10 |
داستان یک وزارت        مهدی بهلولی *                     گرفته شده از روزنامه بهار ۲۶/۹/۹۱
از دو‌ هفته پیش تاکنون، که رخداد تلخ آتش‌سوزی در کلاس درس روستای «شین‌آباد» شهرستان پیرانشهر رخ داد، توجه به همه کاستی‌هایی که در این سال‌ها بر آموزش‌وپرورش گذشته و می‌گذرد، اهمیتی بیش از پیش یافت. به سخن دیگر، سوختن این کودکان بی‌گناه و کشته شدن یکی از آن‌ها، عاملی شد که ذهن افراد بیشتری معطوف به واقعیت‌های درون آموزش‌وپرورش شود و به جست‌وجو برآیند که مگر در آموزش‌وپرورش چه می‌گذرد که پیشامدهایی این‌چنین، به تدریج تبدیل به هنجار در آموزش کشور می‌شود. به‌ویژه که این آتش‌سوزی، چندی پس از کشته شدن 26 دانش‌آموز و آموزگار بروجنی در جریان اردوهای راهیان نور روی داد. استیضاح وزیر هم که شماری از نمایندگان مجلس پیگیری می‌کنند، می‌تواند فرصت دیگری فراهم آورد که پاره‌ای از این واقعیت‌ها به گستره همگانی کشیده شوند. اما تا همین جا هم ارزیابی من از آنچه در جامعه فرهنگیان می‌گذرد این است که حاجی‌بابایی در وزارتش، نمره پایینی دریافت کرده است. بنابراین چه استیضاح انجام بگیرد و حاجی‌بابایی به کنار رود و چه نگیرد و بر مسند وزارت بماند، کارنامه وزارت ایشان مردودی است. اما اگر بخواهیم به دنبال راز شکست حاجی‌بابایی برآییم، بی‌گمان به عواملی چون شتابزدگی در اجرای برنامه‌ها، اولویت‌بندی نادرست پیگیری نابسامانی‌های آموزشی حتی بر پایه خود سند تحول راهبردی آموزش‌وپرورش، نشنیدن سخن سنجشگران و خرده‌گیران آموزشی و... برخواهیم خورد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م- فلاحی در یکشنبه 26 آذر1391 و ساعت 16:18 |

 مطلب زیر تحت عنوان آب دادن به درخت همسایه برای روزنامه بهار ارسال شد که با عنوان زیر و با حذف جمله اول در تاریخ ۲۶/۹/۹۱ در صفحه ده منتشر شد.

تحصیل زنان تشویق شود

ضرب المثلی هندی می گوید:" پرورش دختر مانند آب دادن به درخت خانه ی همسایه است". به یاد می آورم توضیحات برخی از پدر و مادرهای یک یا دو نسل پیش را که برای مخالفت با ادامه تحصیل فرزندان دختر خود دلیل می آوردند که "دختر متعلق به مردم است" به این معنا که به هر حال ازدواج می کند و می رود؛بنابراین نباید برای او سرمایه گذاری زیادی کرد.

به نظر می رسد این تفکر عامیانه اکنون به شکلی سازمان یافته تر خود را به سطحی بالاتر از افراد عامی جامعه و به رده تصمیم گیری و قانون گذاری رسانده است. پی گیری طرح هایی نظیر کاهش تعداد یا عدم پذیرش دختران در برخی رشته های دانشگاهی،تشویق زنان کارمند به کار نیمه وقت یا رو آوردن به خانه نشینی ،طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها و حتی مهد کودک ها ویا اخیراً ایجاد محدودیت برای صدور گذرنامه برای دختران مجرد کمتر از 40 سال؛همه و همه حکایت از نوعی نگرش خاص نسبت به زنان است که با واقعیت های موجود جامعه ناسازگار ی دارد. جالب آن که توجیه همیشگی برای چنین طرح ها و لوایحی صیانت از زنان و حفظ کرامت انسان شان عنوان می شود. می توان اینگونه تعبیر نمود زنانی که مشارکتی همه جانبه درمسائل مربوط به خانواده دارند و یا در شرایط سخت اقتصادی پا به پای همسران خود تلاش می نمایند تا بار مشکلات خانواده را کاهش دهند،کرامت انسانی شان کاهش یافته است؛دخترانی که با تلاش شبانه روزی رتبه های  بهتری برای ورود به رشته های مختلف دانشگاهی کسب می کنند،صلاحیت کافی برای انتخاب رشته تحصیلی مورد علاقه خود ندارند و در میان همین دختران که تحصیلات عالی نیز دارند،اگر هنوز مجرد یا مطلقه باشند و کمتر از 40 سال،توانایی تشخیص خوب و بد خود را ندارند و ولی قهری آنان باید اجازه خروج از کشور را به آن ها بدهد.

نیاز به توضیح ندارد که این تفکرات با آموزه های دینی همخوان نیست چرا که مدعی هستیم دین اسلام زنان را در عربستان زمان پیامبر از یک کالا که جزء اموال مرد محسوب می شد،بنابراین هرچه تعدادش برای یک مرد بیشتر، بهتر خارج نمود.پیامبرش با زنی ازدواج کرد که پیشه اش تجارت بود و دختری را پرورد که پابه پای همسرش با ناملایمات اجتماعی مقابله کرد. از سوی دیگر از افتخارات مکرر اعلام شده جمهوری اسلامی ایران حضور چشمگیر زنان بعد از انقلاب در گستره های تحصیل و فعالیت های اقتصادی و اجتماعی است.اگر چنین است -که هست- با چه توجیهی برای حضور نسل های دوم و سوم این زنان که کاملاً هم در همین دوران رشد کرده و آموزش دیده اند،در عرصه اجتماع موانع ریز و درشت می تراشیم. در حالی که عدالت ، عقلانیت و ضرورت های روند توسعه کشور حکم می کند حضور زنان در گستره فعالیت های اقتصادی و اجتماعی تشویق و تسهیل گردد.مگر این که به این نتیجه رسیده باشیم که طبقات متوسط شهری که بیشترین زنان تحصیل کرده و خواهان عدالت اجتماعی در میان آنان قرار دارند،راهی را می روند که دلخواه تصمیم گیران نیست.

+ نوشته شده توسط م- فلاحی در یکشنبه 26 آذر1391 و ساعت 16:12 |

 

کیفیت،حلقه گمشده آموزش فنی حرفه ایی

محمد تقی فلاحی،روزنامه قانون ۲۸/۸/۹۱

در هفته گذشته نخستین همایش علمی توسعه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و کاردانش برگزار گردید و طی آن سخنان فراوانی از جانب وزیر ، معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش و... مبنی بر تلاش و برنامه ریزی برای گسترش این نوع آموزش مطرح شد. اولین نکته برجسته در این سخنان همانند دیگر سخنرانی های از این دست ارائه آمار افزایش چشمگیر تعداد هنرستان های کشور و رشد قابل توجه گرایش به تحصیل در شاخه فنی و حرفه ای است.از جمله تأسیس 1200 هنرستان تنها در سال اخیرو یا افزایش سهم دختران در این نوع آموزش به 40 درصد.

بی تردید قدر مطلق افزایش تعداد دانش آموزان فنی و حرفه ای نسبت به شاخه نظری موجب خشنودی است،اما بررسی موضوع در گستره ای وسیع تر پرسش هایی را ایجاد می نماید. نخست این که آموزش های فنی در هنرستان ها ی ما تا چه میزان با تحولات فن آورانه جدید همگام بوده است. آموزش های حرفه ای با استانداردهای قابل قبول هزینه های سنگینی دارد. با شرایط بودجه ای موجود آموزش و پرورش همراه شدن با این تحولات اگر نگوییم ناممکن دست کم دشوار به نظر می رسد . به ویژه هنگامی که در همین همایش می شنویم نقشه جامع علمی کشور افق حضور 70 درصدی دانش آموزان در هنرستان ها را دنبال می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م- فلاحی در دوشنبه 29 آبان1391 و ساعت 17:19 |

خانم بوكووا مديركل يونسكو : «آموزش پيش‌دبستاني موتور محركي قوي براي توسعه پايدار جوامع در طولاني‌مدت است.»

بر طبق سند «آموزش براي همه» (که ایران نیز از امضا کنندگان آن است) تا سال 2015، باید 75 درصد كودكان ايراني زير سن دبستان در مراكز پيش‌دبستاني حضور داشته باشند.

بند پنج راهكار شماره يك فصل ششم سند (هدف‌هاي عملياتي و راهكارها): «تعميم دوره پيش‌دبستاني به ويژه در مناطق محروم و نيازمند، حتي‌الامكان با مشاركت بخش غيردولتي با تاكيد بر آموزش‌هاي قرآني و تربيت‌بدني و اجتماعي».

در هيچ جاي سند تحول آموزش و پرورش گفته نشده كه پيش‌دبستاني به بخش خصوصي واگذار شود.

وزيرآموزش و پرورش: سند تحول بنيادين قانون اساسي آموزش و پرورش است.

وزيرآموزش و پرورش: معلمان پيش‌دبستاني مي‌توانند با يكديگر جمع شوند (مثلا 5يا 10 نفر) و مجوز يك مركز را بگيرند، در اين صورت هم كار دارند و هم حقوق و هم اينكه مي‌توانند خودشان را بيمه كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م- فلاحی در سه شنبه 16 آبان1391 و ساعت 17:9 |

به نام خداوند جان و خرد

پیام کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت فاجعه ی دلخراش پرپر شدن دانش آموزان بروجنی

کشته شدن 26 تن از دانش آموزان و آموزگاران بروجنی بر اثر واژگونی اتوبوس راهیان نور،درد و اندوهی بی کران بر جان همه ی مردم ایران،و داغی فراموش نشدنی بر دل های بازماندگان است. ما این غم بزرگ را به همه ی ایرانیان، و به ویژه ی خانواده های گرامی عزادار،تسلیت می گوییم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م- فلاحی در پنجشنبه 4 آبان1391 و ساعت 12:24 |

اجرای طرح تحول بنیادین در آموزش و پرورش                 

دو ماهنامه "چشم انداز ایران" - شماره ۷۴ تیر و مرداد ۱۳۹۱

درباره طرح «تحول بنیادین در آموزش و پرورش» میزگردی با حضور برخی از اعضای کانون صنفی معلمان داشتیم که در پی می‌آید:

چشم‌انداز ایران: به‌تازگی طرحی به‌نام تحول بنیادین در آموزش و پرورش در حال اجراست، اگر ممکن است قدری در مورد این طرح توضیح دهید.

بهلولی:‌ به پیروی از برخی فیلسوفان زبان، وقتی می‌خواهیم واژه‌‌ای را به کار ببریم بهتر است منظور از آن واژه‌ را نیز بیان کنیم تا آن را دقیق به‌کار برده باشیم. دگرگونی بنیادین یا تغییر بنیادین در آموزش و پرورش، چیستی تربیت، افت تحصیلی و مواردی از این دست، در گفتمان مدیران کنونی آموزش و پرورش زیاد به چشم می‌خورد. ما باید ببینیم که تحول بنیادین در آموزش و پرورش چیست؟ آیا اصلاً چنین کاری ممکن است؟ به نظر من به یک معنا این کار ممکن نیست. ما برای دگرگونی در آموزش و پرورش نیازمند دگرگونی در تمام حوزه‌های دیگر نیز هستیم. «هنری ژیرو» اندیشمند امریکایی که با رویکرد مطالعات فرهنگی، در حوزه آموزش و پرورش کار کرده است، معتقد است بین قدرت، دانش و فرهنگ ارتباط وثیقی وجود دارد. البته از دیدگاه‌های بسیار دیگری نیز این موضوع درست است. در واقع بدون این‌که در تمام این حوزه‌ها تغییر ایجاد شود، نمی‌توان به دگرگونی های اساسی در یکی از این موارد پرداخت. بنابراین اگر ما معتقد به تحول بنیادین در آموزش و پرورش هستیم، نخست باید بدانیم که با یک تحول آرام و زمانبر و همراه با تغییر در دیگر عرصه‌های اجتماعی روبه‌روییم که ما در حال حاضر چنین تغییری را در حوزه‌های دیگر مشاهده نمی‌کنیم. بنابراین این‌که گفته می‌شود تحول بنیادین، قدری گمراه‌کننده است. وقتی شما به برنامه‌هایی که بناست به‌نام تحول بنیادین اجرا شود نگاه می‌کنید، می‌بینید تنها برهم‌زدن جزئی نظم ساختار مدارس را تحول بنیادین نامیده‌اند. این‌که پنج‌سال ابتدایی را به شش‌سال برسانیم را نمی‌توان تحول بنیادین نامید. انتقاد کارشناسان این است که اگر قرار است تحول بنیادینی صورت گیرد، نمی‌تواند اینقدر شتابزده انجام پذیرد. درواقع این یک برداشت نادرست از این واژه است. آقای حاجی‌بابایی در جایی می‌گوید: «از 23 سال پیش همه به این نتیجه رسیدند که جای ششم ابتدایی در نظام آموزشی کشور خالی است و دانش‌آموزانی که از پنجم ابتدایی وارد کلاس هفتم می‌شوند، یک‌سال جهشی تحصیل می‌کنند. به همین دلیل شاهد افت تحصیلی در مقطع اول راهنمایی هستیم... ما در حال پرکردن خلأ موجود هستیم، چرا که مطالب،‌ مفاهیم و تربیتی که باید در دوره ابتدایی انجام شود، در پنج سال قابل انجام نیست، بلکه در شش سال قابل تحقق است.» ایشان در ادامه این‌گونه می‌گوید: «نظام شش‌ساله ابتدایی هم‌اکنون در ۱۲۳ کشور جهان در حال اجراست.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م- فلاحی در شنبه 29 مهر1391 و ساعت 19:9 |